مقدمه: هفته ي پيش اين جمله ها باز هم بارها تكرار شد(در شرايط فعلي هواي شهرستان تبريز در شرايط ناسالم قرار دارد، از اين رو بيماران قلبي، عروقي، ريوي و افراد سالخورده از تردد غيرضروري و دانشآموزان از انجام فعاليتهاي بدني و برگزاري اردو در فضاي باز خودداري كنند) آري باز هم نفس تبریز گرفت و تبریز میزبان ، مهمان سرزده ای به نام گرد و غبار شد.مهمانی که می توان گفت ظرف چند ساعت شهر را در هاله ای از گرد و غبار فرو برد و وضعیت هوایی را بحرانی کرد طوری که مشاهده فاصله بیش از 100 متر در بعضی مناطق ممکن نبوده همچنین استنشاق گرد و خاک بخصوص در فضاهای باز باعث سوزش گلو شده و بعضاً تنفس را نیز با مشکل رو برو ساخت، اداره آموزش و پرورش شهر در اقدامی به موقع تمامی مدارس را برای روز چهارشنبه تعطیل اعلام کرد اما دست رحمت و رأفت الهی نیمه های شب بر روی شهر کشیده شد، وزش بادی ملایم و بارش برفی هر چند اندک، باعث زدودن گرد و غبار شده و شهروندان تبریز صبحگاهان روز چهارشنبه هوایی تمیز استنشاق کردند.
بر اساس اظهارات بيوك رئيسي مدير كل محيط زيست استان شهر تبريز به دليل افزايش 5 برابري ذرات معلق در هوا در وضعيت هشدار قرار گرفته بود و فقط يك گام با وضعيت بحراني فاصله داشت اين مقام مسئول عامل گرد و غبار را فرا منطقه اي مي داند. از اين رو در زير به بررسي مختصر پديده گرد و غبار مي پردازيم.
عامل اصلي: برخي كارشناسان تالابهاي خشك شده و غيرفعال در عراق را از جمله علل وضعيت به وجود آمده در ايران و كشورهاي اطراف ميدانند. به گفته اين صاحبنظران، در سرزمين عراق تالابهاي خشك شده فراواني وجود دارد كه زمينه خشك شدن آنها به بيش از 15 تا 20 سال گذشته باز ميگردد. به عقيده برخي از آنها، تغييرات جوي كه بشر در 20 سال گذشته با آنها روبهرو بوده است، آثار خود را بتدريج به نمايش ميگذارد و عقيده بر اين است كه با تغييرات به وجود آمده در الگوهاي آب و هوايي مناطق مديترانه و شرق اين دريا و همچنين حوزههاي آبگيري روخانههاي تأمين كننده تالابها و آبگيرهاي عراق، مقدمات شكلگيري امواج گرد و غبار امروزي فراهم شده است؛ البته مشابه اين فرآيند و البته با تغييراتي ساختاري در مناطق بياباني عربستان نيز ديده ميشود تا آنجاكه كارشناسان سهمي از شكلگيري موج گرد و غبار را نيز به مناطق بياباني اين كشور اختصاص ميدهند.
محققان و كارشناسان كه از سالها پيش شكلگيري پديدههايي از اين نوع را دنبال كردهاند معتقدند در كل ميتوان عوامل گوناگوني را در شكلگيري و راه افتادن چنين امواجي مؤثر دانست. بررسي نقشههاي آب و هوايي مناطق مورد بررسي (مناطق بياباني و صحرايي عراق و عربستان) حاكي از آن است كه طي يك تا دو دهه گذشته، خشكسالي بيسابقهاي در اين مناطق حكمفرما بوده است. بررسيهاي علمي نشان ميدهند خشكسالي از مهمترين و شايد اصليترين عامل سست شدن بسترهاي خاكي و از بين رفتن پيوستگي موجود ميان لايههاي خاك باشد. اين عامل موجب ميشود خاك از استعداد بالايي براي انتقال به مناطق و حوزههاي اطراف در قالب امواج گرد و غبار برخوردار باشد و اين دقيقا همان چيزي است كه در بحران اخير به وجود آمده در مناطق مختلف كشور بخوبي ديده شده است. در كنار عامل خشكسالي، كاهش بارشهاي سالانه، خود عامل مهمي در كمآبي و خشك شدن تالابها و آبگيرها در مناطق و كشورهايي همچون عراق شده است. در اين ميان، بروز تغييرات و كشمكشهاي سياسي نيز مزيد برعلت شده است، به گونهاي كه بنا به اعتقاد بسياري از صاحبنظران، وقوع بحرانهايي نظير جريان موج گرد و غبار در روزهاي اخير، امري تقريبا قابل پيشبيني بوده است، اما ناپايداريهاي سياسي و به دنبال آن ضعف در تصميمگيري در سطح كلان براي ريشهكن كردن چنين مشكلاتي موجب شكلگيري بحران زيستمحيطي اخير شده است. دو عامل ذكر شده موجب شدهاند تا در بيش از يك دهه گذشته به ميزان قابل توجه و البته بيسابقهاي بر مناطق بياباني عراق و سرزمينهاي اطراف افزوده شود. در كنار اين عوامل، كارشناسان سهمي از بحران زيستمحيطي فعلي را نيز به داخل كشور اختصاص ميدهند.
راهكارها براي جلوگيري از اين پديده: از سالهاي گذشته و در برخي كشورهاي بيابانخيز جهان از جمله ايران، با هدف مقابله با توسعه مناطق بياباني و كنترل چنين مناطقي از تكنيكهاي مختلفي نظير كاشت كمربندهاي گياهي و همچنين استفاده از تكنيك مالچ پاشي بهره ميبردهاند. پوشش مالچ كه به نوعي از مشتقات نفت به شمار ميآيد مانع از گسترش مناطق بياباني شده و در نتيجه تأثير چشمگيري بر كاهش احتمال شكلگيري امواج گرد و غبار دارد. با اين حال به نظر ميرسد در سالهاي گذشته و حداقل در 5 سال گذشته توجه چنداني به استفاده از تكنيك ياد شده در مناطق بياباني و همچنين تالابهاي خشك شده و غيرفعال عراق و جنوبي آن نشده است. لازم بذكر است ديگر كارشناسان محيط زيست بر اين باورند كه اين بحران و ادامه آن تاثير منفي بر محيط زيست خواهد داشت به طوري كه گرد و غبار موجود علاوه بر به خطر انداختن سلامت انسانها، تنوع زيست جانوري، منابع آبي، تنوع گياهي، جنگلها و مراتع را نيز در معرض تهديد جدي قرار داده است.
اما بايد اين سوال مطرح شود كه چرا با وجود اينكه قبلا نيز با اين پديده روبرو بوده ايم باز هم بخوبي نمي توانيم اين پديده را مديريت كنيم و هر چند عامل این آلودگیها را به خارج از مرزها نسبت می دهند ولی این پیشامدها که مشابه آن در اردیبهشت ماه امسال نیز رخ داد، زنگ خطری است که مسئولان و مردم باید بشنوند .
قسمت عمده این رخدادها در طی سالهای اخیر به دخالتهای نابجای بشر در طبیعت مرتبط می شود، فقط تالابهای عراق و عربستان نیست که خشک شده اند، در بیخ گوش ما دریاچه زیبای ارومیه نیز نفسهای آخرش را می کشد.
آیا خشک شدن آن بدون عوارض خواهد بود.











